ناصر خسرو

25

جامع الحكمتين ( فارسى )

اگر بخواهم « 1 » از تو دليل بر ابداع * چه آورى كه عيانم به دو كنى اخبار ؟ « 2 » چه چيز بود ، نه از چيز « 3 » ، چون نمايى چيز ؟ * چگونه دانى كرد آشكاره اين اسرار ؟ روا بود كه يكى مرد آفريد ايزد « 4 » * و هم ز تنش يكى جفت كرده‌انده خوار « 5 » پس از ميان‌شان نسل آفريد و فرزندان « 6 » * نبيرگان فراوان و بيشمار تبار ؟ اگر تو منكرشى « 7 » ، سورة النساست دليل * كه آفريد يكىّ و ازو « 8 » هزار هزار و گر مقرّ « 9 » شوى ، شخص پيش و از پس نوع * چگونه شايد بودن ؟ خرد بدين بگمار نخست جنس ، پس آنگاه نوع و از پس « 10 » شخص * طريق حكمت آن « 11 » ، بىجدال و بىپيكار

--> ( 1 ) بخواهم A : نخواهم ( ! ) Q ( 2 ) عيانم به دو كنى اخبار Q : عيانم كسى برو اخبار A ( 3 ) نه از چيز Q : تو نه چيز A ( 4 ) روا بود كه يكى مرد آفريد ايزد ( مينوى ) : روا بود كه سرد آفريد ايزد Q روا بود كه يكى مرد آفريد خداى A ( 5 ) ز تنش . . . انده خوار A : ز نيش . . . انده رار ( ! ) Q ( 6 ) آفريد و فرزندان A : آفريد فرزندان Q ( 7 ) منكرشى Q : منكرش A ( 8 ) كه آفريد يكى و ازو : كافريد يكى وازو Q كافريد يكى و زو A ( 9 ) و گر مقر Q : و گر مقر A ( 10 ) و از پس Q : وز پس A ( 11 ) آن Q : اين A